«اجتهاد مهارتمحور» در برابر محالانگاری دستیابی به اجتهاد نمونه موردی: دانش صرف و فقه اللّغه
محورهای موضوعی :سید حسن رفعتی زاده 1 , محمد مصطفی یکتایی 2
1 -
2 -
کلید واژه:
چکیده مقاله :
دانش صرف و فقه اللّغه در نظام علمی حوزههای علمیه جایگاه تعریف شدهای دارند. فارغ از وضعیت کنونی این دو دانش در نظام آموزشی موجود، بایستههای آموزشی و پژوهشی برای ارتقای بهرهوری از آنها، موضوع مصاحبه حاضر است. پرسش اساسی این است که دانشهای صرف و فقه اللّغه به چه میزان و چگونه در فرآیند اجتهاد و دیگر ساحتهای طلبگی مانند تبلیغ، تأثیرگذار هستند؟ حجّت الاسلام سید حسن رفعتیزاده در پاسخ به «میزان تأثیرگذاری» و «جایگاه دانشهای ادبی در فرآیند اجتهاد»، نظریه آموزشی «اجتهاد مهارتمحور» را مطرح کرد. این نظریه در سه ضلع «قاعدهشناسی»، «مهارتمحوری» و «الگوریتم» و در دو سطح «اجتهاد جواهری» و «اجتهاد تمدّنی» خلاصه میشود. آنگاه به وضعیتشناسی آموزشی و پژوهشی این دو دانش پرداخته و در ادامه، مهارتهای صرفی و فقه اللغوی معرّفی میگردد. رفعتیزاده معتقد است نتیجه کاربست این مهارتها در تفسیر و ترجمه بلاغی قرآن و حدیث نمایان میشود. ویژگی این مصاحبه، مهارتمحوری و تمرکز بر مقوله اجتهاد به همراه اصلاح نگاه «محالانگاری دستیابی به اجتهاد» است. او نظریه یادشده را یک زیربنا میداند که تأثیر آن در مباحث تربیتی، مباحث آموزشی و تمدّنی ظاهر میشود.