محورهای پژوهشی در دو رویکرد نگاه آلی و استقلالی به دانش صرف
محورهای موضوعی :محمدرضا مدرسی 1 , احمد براریان 2
1 -
2 -
کلید واژه: معناشناسی ساختارهای صرفی, روشهای تعلیمی صرف, معنا محوری در صرف, رابطه صرف با بلاغت, علوم میانرشتهای ادبیات عرب و قرآن و حدیث,
چکیده مقاله :
دانش صرف با وجود جایگاه مهم آن در شناخت ساختار واژگان و فهم معنای دقیق آنها، در فضای علمی حوزه علمیه با چالشی در تعریف هویت و اهداف خود مواجه است؛ چالشی که از دوگانگی میان نگاه آلی و ابزاری به این دانش از یک سو و نگاه تخصّصی و استقلالی به آن از سوی دیگر نشأت میگیرد. حجّت الاسلام و المسلمین محمّد رضا مدرّسی در این مصاحبه به بررسی این دوگانگی و تأثیر آن بر پژوهش و آموزش صرف میپردازد. مساله اصلی که وی تبیین میکند، عدم تفکیک میان دو رویکرد «صرف حوزوی» (آنچه طلّاب برای فهم متون دینی به آن نیاز دارند) و «صرف بما هو صرف» (مباحث تخصّصی این دانش، فارغ از کاربرد آن در فهم متون دینی) است؛ وضعیتی که سبب شده از یک سو ظرفیتهای وسیع پژوهشی در ساحت معنایی دانش صرف شکوفا نشود و از سوی دیگر، سودمندی برخی از پژوهشهای تخصّصی به دلیل عدم تناسب با نیازهای عمومی طلّاب مورد تردید قرار گیرد. تفکیک این دو رویکرد از آن جهت دارای اهمّیت است که صرفِ معنامحور تأثیر مستقیمی بر فهم متون دینی دارد و این در حالی است که عرصه معنایی دانش صرف با خلأهای جدّی مواجه است؛ به همین دلیل، لازم است که پژوهشهای صرفی بر این دست از موضوعات متمرکز شده و تحقیقات کمفایده از اولویتهای پژوهش خارج گردند تا نیازهای این عرصه با سرعت و کیفیت بیشتری تأمین شوند. پرسش محوری مصاحبه این است که با توجّه به دو رویکرد یاد شده، چه موضوعاتی برای انجام پژوهشهای صرفی اولویت دارند و چگونه میتوان میان نیازهای طلّاب با ظرفیتهای آموزشی ـ پژوهشی دانش صرف پیوند برقرار کرد؟ ویژگی شاخص این مصاحبه، تبیین دو رویکرد کلّی «صرف حوزوی» و «صرف بما هو صرف» در دانش صرف و تأکید بر ضرورت عبور از بسندگی به قواعد لفظی و ورود جدّی به عرصه معنایی است؛ عرصهای که میتواند میان دانش صرف با دانشهای لغت، نحو، بلاغت و اصول فقه پیوندی عمیق برقرار سازد، صرف را از نگاه سطحی «ابزار تجزیه کلمه» برهاند و ظرفیتهای آن را برای فهم لایههای عمیقتر معنا در قرآن و حدیث برجسته کند.