آسیبشناسی آموزش ادبیات عربی در نظام حوزه پیآمدهای روشهای تجزیهای در فهم متون عربی، ترجمه و تفسیر قرآن
محورهای موضوعی :سید محمد کاظم حسینی حکیم 1 , سید محمد علی هاشمی 2
1 -
2 -
کلید واژه:
چکیده مقاله :
مساله بنیادین در حوزه مطالعات زبانی علوم دینی، سیطره نگاه «تجزیهگرا» و «قاعدهمحور» به جای «کاربردیمحور» بودن متون آموزشی است که میان دانش ادبی و فرآیند استنباط علوم اسلامی، گسستی عمیق ایجاد کرده است؛ بهگونهای که پژوهشگران، علیرغم تسلّط بر قواعد صرفی و نحوی، در فهم «مراد جدّی» متکلّم و تحلیل شبکهای واژگان قرآن و احادیث، با بنبست مواجه میشوند. مصاحبه حاضر، با پرداختن به این مشکل، تبیین میکند که متون آموزشی فعلی، نه بر اساس نیازهای تفسیری و فقهی، بلکه بر پایه سنّتهای آموزشیِ انتزاعی شکل گرفتهاند و خروجی آنها، ضعف در معناشناسی واژگان و نارسایی در درک سیاقهای پیچیده است. ضرورت این بحث، از آنجا ناشی میشود که هرگونه خطا در مبانی ادبی، مستقیماً به انحراف در فتوا و تفسیر میانجامد؛ در نتیجه، روند آموزش ادبیات در حوزههای علمیه، نیازمند گذار از رویکردهای تجزیهای صِرف، به سمت رویکردهای متنگرا، سیاقمحور، پیامپایه و مبتنی بر نظریات نوین زبانشناسی، ادبیّات و نقد ادبی است. بر این اساس، پرسش اصلی آن است که چگونه میتوان با کاربست دستاوردهای نوین زبانشناسی و بازنگری اجتهادی در قواعد ادبیات عربی، نظام پژوهشی و آموزشی لغت و ادبیات را در حوزههای علمیه، ارتقا داده و خلأهای روششناختی در تفسیر قرآن و استنباط فقهی را برطرف کرد؟ از ویژگیهای برجسته این مصاحبه، ارائه راهکار عینی، عملی و تجربهشده، مبتنی بر روش طبیعی یادگیری زبان، نقد علمیِ رویکردهای رایج تفسیری و ریشهشناسیهای لغوی و ترسیم یک نقشه راه جامع علمی از مبانی معرفتشناختی گرفته تا نظریه متنی و تفسیری جهت تحقّق کلانپروژه «اجتهاد در ادبیات» است.